+ چوب لای چرخ دولت می گذارند
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، حجتالاسلام و المسلمین مهدی طائب استاد حوزه و دانشگاه در مراسم بررسی ویژگیهای شخصیتی مقام معظم رهبری در شرایط داخلی و بینالمللی گفت:
برخی جریانات بهدنبال این هستند که با ایجاد شرایطی کاری بکنند که آقای احمدینژاد مسئولیت خود را رها کند و برود، اما قطعا مقام معظم رهبری وی را تا پایان دوره ریاست جمهوری نگه خواهند داشت.
وی با اشاره به انتخابات مجلس نهم گفت: قطعا مجلسی بسیار بهتر از این مجلس فعلی خواهیم داشت، مردم ما در وضعیتی هستند که گزینه خود را بسیار عالی انتخاب و مجلسی بسیار فهیم و متدین انتخاب خواهند کرد تا ما این معضلاتی را که در این مجلس داشتیم، در مجلس بعد نداشته باشیم.
وی گفت: ضمن اینکه از این مجلس تشکر میکنیم ولی انصافاً در برخی جاها زیاد چوب لای چرخ دولت احمدینژاد گذاشت، در عین حال که جلوی بسیاری از اعوجاجات احتمالی را هم همین مجلس گرفت.
نمره مجلس 80 است، اما باید کاری کنیم که نمره مجلس بعدی 100 باشد و قطعا اینگونه خواهد بود.
سئوال: چه کسانی دنبال این هستند که با ایجاد شرایطی، کاری کنند که رئیس جمهور کنار برود؟
آیا چوب لای چرخ دولت گذاشتن از سوی .... و ... برای همین منظور است؟
آیا هجمه های سنگین و احیانا غیرمنصفانه و حتی خلاف قانون و منطق و ... مخالفان، برای همین منظور است؟
انگیزه این همه دشمنی و ... چیست؟
براستی، رقابت برای کسب قدرت و ثروت، چه کارها که نمی کند!
+ کابینه، خط قرمز رئیس جمهور
به گزارش جهان به نقل از فارس، آقای احمدینژاد، رئیس جمهور که در حاشیه جلسه چهارشنبه 8/4/90 هیئت وزیران با خبرنگاران گفتوگو میکرد، در پاسخ به سؤال خبرنگاری در خصوص دستگیریهای اخیر و اتهاماتی که به برخی مقامات دولتی وارد میشود، اظهار داشت:
موضع ما در قبال این مسئله، سکوت است. چراکه ما به وحدت و همدلی نیاز داریم و کارها در کشور در سایر این وحدت و همدلی پیش میرود... امروز شرایط جهان و منطقه حساس است و مقام معظم رهبری هم دائما بر همکاری و تعامل تأکید میکند.
اتهامات فراوانی از قول افرادی که دستگیر شدهاند، مطرح شد و اشکلاتی هم در این دستگیریها وجود داشت که من به رئیس قوه قضائیه این موارد را اعلام کردم که هر روز این مسائل هست و بر کار دولت و کشور اثر میگذارد.
همکارانم در دولت و مردم هر روز از من در خصوص مسائل اخیر سؤال میکنند و میخواهند بدانند چه میشود و چه باید کرد؟ اما از نظر ما، مجموعه این حرکت کاملا روشن است که یک کار سیاسی برای وارد کردن فشار به دولت است...
اخیرا هم بحثهای جدیدی را مطرح کردند اما موضع ما سکوت است و بنا داریم این سکوت را ادامه دهیم، ولی بالاخره اگر بخواهند به بهانههای گوناگون همکارانم در کابینه را متهم کنند، اینجا دیگر براساس وظیفه اخلاقی، قانونی و ملیام باید بایستم و از همکارانم دفاع کنم.
کابینه خط قرمزی است که اگر بخواهند به آنجا دستاندازی کنند، حتما به کشور آسیب وارد میشود که امیدوارم به خاطر مطامع سیاسی، این کار را ادامه ندهند. اما اگر بخواهند این روند را ادامه دهند و فضای همدلی و دلسوزی را مخدوش کنند و به نقطهای برسیم که ببینیم آسیب جدی به کشور وارد میشود، موظفم مسائل را با مردم در میان بگذارم و به وظایف قانونی خود عمل کنم که امیدوارم به آنجا نرسد.
+ نکند باز هم کیان، قربانی فتنه شود
«کیان» که در حقیقت «ابوعَمره کیسان» نام دارد، یکی از نزدیکان مختار و از مقامات بلند پایه حکومتی او به شمار می رفت. از زمانی که به مختار پیوست و در قیام او نقش پیدا کرد از اهمیت بالایی برخوردار شد زیرا بسیار مورد اطمینان و اعتماد مختار بود.
اعتماد و اطمینان مختار به کیان تا جایی بود که ریاست انتظامات کوفه و فرماندهی شرطه های کوفه به او سپرده شد و در جریان برخورد با جنایتکاران کربلا به فرمان مختار، اموال بسیاری از این افراد را مصادره و بین ایرانیان مسلمانی که در عملیات قلع و قمع جنایتکاران کربلا شرکت داشتند تقسیم کرد و این یکی از خدمات قابل توجهی است که به حکومت مختار انجام داد. او از سوی مختار مأموریت برخورد و دستگیری و هلاکت جنایتکاران کربلا را بر عهده داشت و اشراف خائن کوفه که جنایتکاران اصلی کربلا بودند به شدت از نام او وحشت داشتند. آنها «کیان» را «باز شکاری» لقب داده که بر قاتلان اهل بیت علیهم السلام فرود می آید و آنها را به هلاکت می رساند و نابود می کند.
«کیسان» بسیار به مختار وفادار بود و تا پایان کار نیز با وی همراهی کرد و هنگام نبرد با «مصعب بن زبیر» که برای جنگ با مختار آمده بود، سرسختانه و فداکارانه در برابر دشمن ایستاد و در جریان این نبرد کشته شد.
در قسمت سی و پنجم فیلم مختار که امشب مشاهده کردیم، دیدیم که مشاوره خیانت آمیز یک عنصر مشکوک و تحت تاثیر قرار گرفتن فرمانده لشکر مختار به خاطر یک سوء ظن بیجا، یک فرمانده بزرگ و خدمتگزار به قیام مختار از دست رفت.
با دیدن صحنه امشب فیلم، به صحنه امروز جنگ قدرت در کشورمان اندیشیدم و از خود پرسیدم: آیا در هجمه های افراطی و اظهارات و اقدامات بعضا مشکوک امروز بر علیه دولت و ریاست جمهوری، احتمال مشاورت های خیانت آمیز و ... متصور نیست؟ نکند امروز هم دشمن کار خودش را بکند و پس از آنکه ضربه بر نظام وارد شد و خدمتگزارانی را از دست دادیم، به ندامت بنشینیم و آن وقت، کار از کار گذشته باشد!
+ خوراک تبلیغاتی برای دشمن
به گزارش خبرآنلاین:
به دنبال تذکرات جنجالی نمایندگان مجلس درباره نامه رئیس جمهوری به مجلس در خصوص معرفی وزیر ورزش؛ آقای حداد عادل خطاب به نمایندگان معترض به دولت گفت: چقدر وقت از دیدار با رهبری گذشته که توصیه ایشان به همکاری با دولت را فراموش کرده اید؟
وی با تاکید بر اینکه نباید فضای کشور را به فضای تشنج بین قوا تبدیل کنیم، ادامه داد: حالا که وزیر معرفی شده، بگذارید مساله در مجرای قانونی پیگیری شود و خوراک تبلیغاتی برای رسانهها بویژه خارجیها جور نکنیم.
+ مجلس در راس امور است
می گویند: مجلس در راس امور است.
مجلسیان نیز مدعی هستند که: مجلس در راس امور است.
اما کدام امور؟
امور برشمرده زیر که نه! اینجا هم مجلس در راس امور است؟
نافرمانی ولایت فقیه و بی توجهی نسبت به هشدار مقام معظم رهبری که فرمود، اختلافات داخلی را رسانه ای نکنید، خودتان حل کنید و یقه یکدیگر را نگیرید و....
کارشکنی علیه رئیس جمهوری و دولت (قوه مجریه).
مخالفت با اقدامات منطقی و مفید دولت برای کشور و مردم.
ایجاد اختلاف بین مردم و دولت.
سیاه نمایی و نا امید کردن مردم نسبت به تلاش و فعالیت های دولت.
چوب لای چرخ دولت گذاشتن.
تشویش اذهان عمومی با نسبت های ناروا یا ثابت نشده به دولت یا افراد منتسب به آن.
ایجاد خوراک تبلیغاتی برای دشمنان خارجی.
ایجاد زمینه عرض اندام برای مخالفان داخلی دولت و نظام.
ایجاد نگرانی و ناراحتی برای دوستان دولت و نظام.
ایجاد شادمانی و جرات و جسارت برای دشمنان و مخالفان دولت و نظام.
غفلت از مشکلات اصلی و مهم کشور و مردم.
تعطیل نمودن وظایف و کارهای اصلی و مهم.
پرداختن به مسائل حاشیه ای و بی اهمیت.
و....
البته، شکی نیست که:
رسانه ای کردن اختلافات با نطق های پیش از دستور.
رای دادن ها و رای ندادن های کذایی.
ارائه طرح های استیضاحی بدون توجیه.
دست رد زدن به وزیر پیشنهادی، بدون دلیل مردم پسند.
و ...
جزو امور فوق نمی باشد!!!
+ هم افزایی مجلس با دولت
اصرار اولاً بر آن چیزى است که قبلاً گفتم: یقهى یکدیگر را نگیرند؛ اختلاف سلیقه منتهى نشود به کشمکش و دعوا و چالش و دشمن خونى همدیگر شدن و فراموش کردن آمریکا. متأسفانه بعضى از جناحهاى ما اینجورىاند. وقتى با طرف مقابل مخالف میشوند، دیگر آمریکا فراموش میشود، اسرائیل فراموش میشود، مخالفین انقلاب و دشمنان امام (ره) فراموش میشوند؛ تضاد اصلى، میشود همینى که در مقابلش قرار دارد! خب، این غلط است. پس جناحها با همدیگر اینجور جنجال و دعوا نداشته باشند.
مطلب دیگر هم همین توصیهاى است که من همیشه دارم و آن، همافزائى با قوهى مجریه است - قوهى مجریه و قوهى قضائیه، لیکن عمدتاً قوهى مجریه؛ چون سر و کار مجلس با قوهى مجریه است - باید همافزائى کرد. نبایستى کار را جورى تنظیم کرد، جورى پیش برد که معنایش دعوا و اختلاف باشد؛ این در بیرون، روى مردم، خیلى تأثیراتش بد است. گاهى دیده میشود که مثلاً در مجلس، در یک نطقى، در یک اظهار نظرى، یک حرفى زده میشود. خب، حرف که زده شد، پرتاب شد دیگر. اگر خداى نکرده حرفى باشد که کسى را یا جمعى را متهم کند، جبرانش بهآسانى ممکن نیست؛ مردم را ناامید میکند.
امروز مسئولین دارند تلاش میکنند، کار میکنند. نگوئید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد. بنده به ضعفها آگاهم. شاید بنده بعضى از ضعفها را هم بدانم که خیلىهاى دیگر ندانند. با وجود این ضعفها، آن چیزى که امروز در قوهى مجریه وجود دارد، یک شاکلهى خوب و مطلوب است. در کشور دارد کار انجام میگیرد. خب، بایستى همکارى کرد، باید کمک کرد.
هم مجلس کمک کند به دولت، هم دولت کمک کند به مجلس؛ هم قانون فصلالخطاب است براى عمل دولت، هم گرایشهاى دولت و تشخیصهاى دولت یک اشاره است به قانونگذار براى کیفیت قانونگذارى. این مسئله با استقلال مجلس منافات ندارد. من نمایندهى مجلس هم بودم، رئیس دولت هم بودم؛ من هر دو جا را تجربه کردم. در طول این سالهاى متمادى هم، هم مجالس را دیدم، هم دولتها را دیدم. هیچ اشکالى ندارد که یک مجلسى قانون صحیح و درست و قوى و منطقى را جورى تنظیم کند که براى دولت، رفتار طبق آن قانون، عملى باشد، ممکن باشد، آسان باشد. اگر این شد، معنایش این نیست که مجلس استقلال ندارد. بعضىها که شاید میخواهند سر به تن این مجلس هم نباشد، آدم مىبیند که شدهاند دلسوز استقلال مجلس: آقا مجلس استقلال داشته باشد! این هیچ منافاتى با استقلال مجلس ندارد. انسان نگاه کند ببیند دولت چه جورى میتواند عمل کند، چه جورى بهتر میتواند عمل کند، چه جورى آسانتر میتواند عمل کند، قانون را تنظیم کند و در این مجرا بیندازد؛ این ممکن است، هیچ اشکالى هم ندارد. از آن طرف هم وقتى قانون تهیه شد، منجّز شد، دولت موظف است با همهى وجود، با همهى قوا، بدون بهانهگیرى، طبق آن قانون عمل کند. دو طرف قضیه، اینجورى است؛ یعنى هر دو میتوانند به هم کمک کنند، همافزائى کنند؛ این لازم است، این باید انجام بگیرد. اگر چنانچه از هر دو طرف یک بهانههائى اتفاق افتاد؛ این طرف گفت نه، این قانون را چون دولت اینجورى میخواهد، ما نمیکنیم؛ آن طرف هم گفت چون این قانون، این گوشهاش کج است، ما هم زیر بار نمیرویم؛ خب، این که نمیشود؛ اوضاع مملکت نمیچرخد. رفق، خوب است؛ رفق، همسازى، همیارى، مدارا. در باب رفق روایاتى داریم. رفق یعنى سازگارى؛ انسان سازگارى نشان بدهد. آن که آدم نباید با او سازش کند، دشمن است؛ آدم با دوست باید سازگارى نشان دهد. بالاخره باید تحمل کنند؛ یک چیزى را این از آن تحمل کند، یک چیزى را آن از این تحمل کند.
+ پیشنهادی که مورد بی توجهی قرار گرفت

دکتر احمدینژاد در پایان سخنان خود در دفاع از وزیر پیشنهادی ورزش، تاکید کرد: از دوستان استدعا دارم اگر به هر دلیلی از بنده دلخوری و یا انتقادی دارند آن را از رأیی که قرار است به آقای سجادی بدهند تفکیک کنند و اجازه دهند وزارت ورزش در قدم اول با اقتدار و پشتوانه قوی مجلس شکل گیرد و کارها را با قدرت به پیش ببرد.
اما انگار دلخوری نمایندگان دلخور!!! کار خودش را کرد.
+ پاسخ احمدی نژاد به حاشیه سازی ها
گزارشگر:
مایلم در دو مورد پاسخ شما را بشنوم؛ یکی در مورد حاشیهسازیهای اخیری که علیه دولت هم شدت داشت. فکر میکنید که این حاشیهسازی با چه نیتی صورت میگیرد و رفتار دولت در مقابل چیست؟
رئیسجمهور:
دولت خادم همه است. دولت در دورۀ مسئولیتش باید از وقت برای کار استفاده کند و همین کار را خواهد کرد. ما باید کار کنیم. کشور نیازمند کار است. ما همه میرویم، اما ایران، ملت ایران، آرمان و انقلاب ملت ایران میماند. این سیستم باید به عنوان الگو در دنیا معرفی شود.
ما حرف جدیدی برای دنیا داریم. میگوییم که میشود بهتر زندگی کرد و سیستم حکومتی سالمتر، بهتر و موفقتر داشت و ببینید که ما این سیستم را داریم اجرا می کنیم؛ در علم، اقتصاد و صنعت پیشرفت کردهایم و جامعهای با نشاط، زنده و آزاد را به دنیا معرفی میکنیم.
این جامعه باید از هر لحاظ سرآمد باشد. اگر نباشیم، الگو نمیشویم و خوشبختانه داریم چنین میشویم. چه چیزی زیباتر از این؟ همه چیز در ایران بهترین است. بهترین تاریخ، ملت، اعتقادات، فرهنگ و رهبری را داریم. باید کشور را بسازیم.
خوشبختانه کشور با نشاط است و همۀ مقدمات آمادۀ جهشهای بزرگ است و این آرزوی همۀ ملت و از تأکیدات امام(ره) و رهبری است. ما هم در همین مسیر جلو میرویم.
خوشبختانه من نه سایتها و نه روزنامهها را میبینم، چون وقت نیست. این قدر کار هست که اگر 24 ساعت هم کار کنیم، کم میآوریم. من همه را به کار و تلاش و ساختن دعوت میکنیم.
در مبانی هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد؛ همۀ مبانی مستحکم است، نظام، ساختارها، ملت و اعتقادات مستحکم است. اگر کسی هم میخواهد توانی مصرف کند، باید در راه ساختن باشد.
گزارشگر:
برخی شبهاتی مطرح میکنند مبنی بر تلاش دولت برای تأثیرگذاری بر روند انتخابات مجلس که در اسفند ماه برگزار خواهد شد، آیا واقعاً چنین چیزی است؟
رئیسجمهور:
وزارت کشور که مجری انتخابات است و هیچ احدی از دولت هم حق دخالت در انتخابات را ندارد. انتخابات متعلق به مردم است. این حرفها اصلاً جای طرح ندارد.
+ ولایت فقیه از دیدگاه احمدی نژاد
سیستم ما سیستم ولایت فقیه است که حرفی نو در دنیاست؛ البته خود حرف ریشه در اعتقادات ما دارد، اما در صحنۀ عمل با تجربۀ موفق، کار جدیدی است.
هر ملتی آرزو دارد که حاکمش عالمترین، شجاعترین، پاکترین، متقیترین و مردمیترین باشد. نقطۀ اوج آن حاکمانی هستند که به سلسلۀ مراتب ولایت تا خدا متصلاند؛ یعنی بهترینی که ما اعتقاد داریم که میگوییم حاکمیت از آن خداست تا به ولایت فقیه میرسد. این اعتقاد ماست.
نظام ولایت مترقیترین و مردمیترین نظام عالم است. این نظام دو پایه دارد: ولی و ملت. این دو مجموعۀ نظام ولایت را تشکیل میدهند. ولی به عنوان رهبر و هدایتگر و ملت به عنوان عمل کننده، پیگیری کننده و مطالبه کننده.
فرض کنید قرار است کاری در کشور انجام شود؛ ولایت خطی ترسیم می کند، اما چه کسی باید آن را به کرسی بنشاند؟ ملت؛ ولیّ بیملت دست بسته است و ملت بی ولیّ نیز سرگشته و متفرق است.
رابطۀ بین این دو چیست؟ عشق و محبت است، همانطور که خدا جهان را بر اساس لطف خود خلق کرد. پیامبر (ص) مظهر رحمت خداست. عاشقترین انسانها به مردم ولیّ است؛ مثل امیرالمومنین(ع) که بر جنازۀ دشمن خود نیز گریه می کند.
وقتی ولایت را تعریف میکنیم، ولایت سرچشمۀ عشق به انسانهاست و عاشق مردم است؛ به همین دلیل هم موفق است؛ هر چقدر این رابطه عاشقانه و قویتر باشد، پیشرفتها و پیروزیها، همبستگی و کمال تعالی بیشتر میشود.
اما مأموریت چیست؟ اجرای عدالت. یک رهبر عادل، که به فضل الهی ما داریم؛ اگر ملت نباشد، عدالت اجرا نمیشود، مثل امیرالمومنین(ع) میشود که دست بسته بودند. اگر یک ملت عدالت بخواهد، اما حاکم عادل نباشد، عدالت حاکم نمیشود.
نظام ولایت فقیه، همۀ اینها را در خود جمع کرده است. البته نسبی است، ما نمیگوییم عدالت مطلق داریم و امام معصوم هستیم. رهبری عزیز هم چنین ادعایی ندارد. اما ولی فقیه همۀ اینها را در هم جمع می کند. اصلاً ولیّ میآید که مردم عدالت را برپا کنند؛ مأموریت برپایی عدالت بر عهده مردم است، ولیّ راه را باز میکند.
بعضی میگویند فقط مردم؛ اما مردم بدون ولیّ، سرگشته و متفرقند، بعضی هم میگویند فقط ولیّ، اما ولیّ آمده است که مردم را به صحنه بکشاند.
ما واقعاً یک نظام الگو در ایران را داریم تجربه میکنیم و داریم ساختارها را میسازیم، اما میخواهیم آن را به عنوان الگو به دنیا عرضه کنیم که به فضل الهی آن را عرضه خواهیم کرد.
این یک هدیه الهی است و 1400 سال کار شده و نتیجهاش شده است نظام ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران. این هم وجه تمایز ما با سایر کشورهای دنیاست. باید قدر آن را بدانیم. ریشه در اعتقادات و آرمانهای ما دارد.
ولیّ، آزاد اندیشترین، پرحوصلهترین و با سعه صدرترین فرد جامعه است. ما این را تجربه کردهایم. من یادم است در جلسهای کسی گفت میشود با این مخالفت کنیم، رهبری فرمود با خود من هم میتوانید مخالفت کنید. بعضی وقتها دربارۀ یک موضوع چند نفر میرویم و چند جلسه بحث میکنیم تا موضوع پخته شود.
رحیمترین و عاشقترین به مردم ولیّ است. همه دوست دارند که حاکمشان عالم باشد. وقتی یک فقیه دینی بر یک کشور حاکم باشد، طبیعتاً عالم است. فقیه باید عادل، شجاع و دلسوز مردم باشد. الحمدلله امام (ره) این را با کمک خود ملت پایهگذاری کرد.
اصلاً جمهوری اسلامی مشکل لاینحل ندارد، برای این که سیستم به گونهای است که هر جا گیر کند، کسی هست که این گیر را باز میکند. در هیچ جای دنیا این طور نیست. به همین خاطر در جمهوری اسلامی، نشاط، انگیزه و تلاش است.
چرا دولت این همه تلاش میکند. به چه عشقی چنین میکند؟ چون هر کاری که میکند، به هدر نمیرود؛ به خزانۀ انقلاب و ملت میرود و جمهوری اسلامی بالا میرود. هر چه جمهوری اسلامی بالاتر برود، انسان انگیزۀ بیشتری برای کار و تلاش پیدا میکند.
من بر خودم وظیفه میدانستم که هم از رهبری عزیز و هم از این اصل مترقی دفاع کنم. رابطۀ ما با ایشان هم شخصی و هم اعتقادی است؛ یعنی علاوه بر اعتقادی و تکلیفی، علاقۀ شخصی هم هست.
ولیّ مثل پدر برای جامعه است. پیامبر فرمود: انا و علی ابوا هذه الامه. واقعاً کدام پدر دلسوزتر از ولیّ برای جامعه هست؟ ما این را قدر میدانیم.
واقعاً در جمهوری اسلامی مشکلی نیست. ممکن است در افراد ضعفهایی باشد، اما ولیّ متعلق به همه است، 75 میلیون نفر همه زیر یک چتر هستند، مگر این که کسی اصرار داشته باشد خود را از چتر بیرون بیندازد.
نظام ولایت فقیه موفق است، این همه پشرفت، معجزه آساست؛ به طوری که نمیتوانند باور کنند. سه سال صندوق پول بانک جهانی میخواست ما را به عنوان پول شویی وارد تحریمهای جدید بانکی کند، اما امسال مجبور شدند از ایران تعریف کنند و بپذیرند.
کشور دارد بالا میرود. البته اشکال هم هست؛ اصلاً خود بنده پر از اشکال هستم. اما این سیستم دارد تجربۀ خوبی در دنیا پس میدهد، لذا همه باید کمک کنیم که این تجربه در بالاترین سطح ممکن موفق باشد.
راه دیگری در برابر بشریت نیست. راه جدیدی باز شده که امیدها را در دنیا زنده کرده و موضوع بحث دنیاست. دولت هم در همین مسیر به ساختن و آبادانی میپردازد.
ما از امیرالمومنین آموختهایم که چگونه حمایت کنیم، فرمودند: اعینونی بالورع و الاجتهاد؛ یعنی با پرهیزگاری، تقوا، خودداری از آلوده شدن به آلودگیها و تلاش، به ولیّ کمک کنید. باید با همۀ وجود تلاش کنیم، نباید یک ثانیه هم وقت را تلف کنیم. در این کشور نباید نقص، فقر و مشکل باشد و این شدنی است. راهش این است که کار کنیم، با تقوا، دلسوز و با محبت باشیم. راه تعریف شده است، باید بدویم. ما هم داریم میدویم.


