حقیقت ناب


+ موج سواری؟

خطر موج سواري
در خبرها آمده بود مردي كه در سواحل غربي استراليا مشغول ورزش موج سواري بود، طعمه دو كوسه غول پيكر شد. اين واقعه مقامات محلي را وادار كرد كه سواحل مذكور را تا اطلاع ثانوي بسته اعلام كنند. ماجراي مذكور همچنين نشان داد كه موج سواري، در كنار لذت هايش، تا چه حد خطرناك هم مي تواند باشد!
از آنجا كه موج سواري به اصطلاحي آشنا در فرهنگ اجتماعي- سياسي ما ايرانيان بدل شده است ، خبر هولناك سرنوشت تلخ يك موج سوار، مي تواند دستمايه بررسي و تأملي بر اين مقوله در ساحت جامعه سياسي ما باشد.
1- موج سواري، نوعي فرصت طلبي است و موج سوار كسي است كه بدون پرداختن هرگونه هزينه و صرف انرژي، بر امواج به راه افتاده توسط ديگران سوار مي شود و به مراد خويش مي رسد. در يك كلام، موج سواري به معني برخوردار شدن از حاصل دسترنج ديگران است!
2- موج سواري، البته، هميشه ممكن نيست. وقتي دريا آرام است و از موج خبري نيست، موج سواري معنا نمي دهد. بنابراين شرايط متلاطم محيط، مقدمه لازم براي موج سواري است. از اين رو در وضعيت هايي نظير انقلاب ها، جنبش هاي اجتماعي، اعتراضات و شورش هاي صنفي، تظاهرات، راه پيمايي ها و برپايي اجتماعات سياسي، احتمال موج سواري وجود دارد. لذا رد پاي موج سواران را در تمامي نهضت ها و جنبش هاي سياسي اجتماعي تاريخ- از جمله تاريخ ايران- مي توان مشاهده كرد.
در نهضت مشروطه، به مدد شگرد موج سواري، مستبدان و مخالفان سرسخت آزادي، پس از آن كه امواج مشروطه خواهي اوج گرفت، خود را بر آن سوار كردند و به فاصله اندكي ، مشروطه طلبان واقعي همچون شيخ فضل الله نوري، سيدمحمد طباطبايي، سيدعبدالله بهبهاني و سرداراني نظير ستارخان و مجاهدان نهضت را يا بر دار كردند و يا ترور و يا منزوي و خانه نشين.
در دوران بالا گرفتن موج انقلاب اسلامي نيز كم نبودند كساني كه با پيوستن به اين حركت عظيم مردمي خود را همنوا با پيشواي كبير آن نشان دادند اما به فاصله كوتاهي از پيروزي، بسياري از مدعيان، دست خود را رو كردند و براي مردم روشن شد كه اينان فقط به قصد كامجويي و لذت از امواج سياست و قدرت به صف ملت پيوسته اند. بعضي از آنها كوشيدند خود را چنان در كنار كانون اصلي قدرت (امام) جا دهند كه در خيال ساده لوحان، جايگاه آنان، همان جايگاه امام و پيشواي مردم تلقي شود.
3- آيين موج سواري در نزد همگان، يكسان نيست. عده اي چنان كم طاقتند كه بي هيچ ملاحظه و سبك و سنگين كردن امواج، دل به درياي قدرت مي زنند و چه بسا خيلي زود هم در كام لجّه اي فرو بلعيده و دچار كوسه هاي گرسنه شوند. برخي ديگر، اما اهل بردباري و حوصله بيشتري هستند. آسان، تن به خطر نمي سپرند. تا بتوانند سواحل امن تري را براي تمرينات خود برمي گزينند و از هر عاملي كه سبب گرفتاري شان در گرداب اتهام و سوءظن شود، پرهيز مي كنند. چه بسا عمري تحمل مي كنند و دندان روي جگر قدرت طلبي خود مي گذارند تا با حذف رهبران نخست، نوبت به آنان رسد. آنگاه پرده از سيماي پنهان خويش برمي كشند و خود واقعي شان را بروز مي دهند.
4- شناسايي موج سواران چندان هم مشكل نيست. موج سوارها مجبورند كه دائماً به رنگي درآيند و براي اين مقصود ناگزير از دروغ گويي اند؛ دروغگو هم كه خوشبختانه، كم حافظه است. لذا موج سواران با اندك بي توجهي لو مي روند. آن كه در روزگار بروبياي توسعه سياسي، نه تنها هيچ دغدغه اي براي حل مشكلات اصلي مردم نداشته، بلكه رسماً و علناً با آن مخالفت مي ورزيده و پي گيري مسائل معيشتي ملت را انحراف از برنامه هاي اصلاح طلبانه خود قلمداد مي كرده، وقتي اين روزها دغدغه معيشت مردم را پيدا مي كند و مثلاً طرفدار دوآتشه حل مشكلات معلمان و پرستاران و... مي شود، معلوم است كه در هنر موج سواري دستي دارد و همين كه گذشته هاي نه چندان دورش را به رخ او بكشي، تعادل خود را از دست داده و در تلاطم امواج آگاهي مردم، غرق خواهد شد.
5- دفتر موج سواري هيچ گاه بسته نخواهد شد-حتي اگر هرازگاه خبر به دام افتادن يك موج سوار ديگر در گرداب ، منتشر شود- لذت موج سواري بيش از اين ها وسوسه انگيز است. از اين رو كم نيستند آنهايي كه همين روزها هم به قصد موج سواري بر گرده هاي اين مردم مظلوم، خود را به درياي ملت، ملحق كرده اند. با همه احترامي كه براي اكثر منتخبان مردم در مجلس هفتم قائليم، ناگزير از بيان اين واقعيت هستيم كه اين مجلس هم، خالي از موج سواران نيست.
اين روزها، خواه ناخواه، موج مردم گرايي، اعاده حقوق تضييع شده ملت، دفاع از معيشت سالم و توأم با كرامت، ايستادگي در برابر زياده خواهي دشمنان بيروني و در يك كلمه موج «نماينده واقعي ملت بودن» به راه افتاده است. با هوشياري و كاوش در سوابق و لواحق عملكرد و نگاه مدعيان، مي شود كشف كرد كه چه كساني واقعاً جامه وكالت مردم را براي خدمت به آنان بر تن كرده اند و در عوض ، آنهايي هم كه به قصد موج سواري و كامجويي از دنيا، به اين محيط پانهاده اند، مشخص خواهند شد.
با دست مريزاد به حسين صفارهرندي

 

 

 

نویسنده : سعید ; ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۳
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک