حقیقت ناب


+ مسئولين خدمتگزار

رابطه مسؤولين و مردم

27 آذرماه سال 1382- سالن شهرداري منطقه 20 مملو از جمعيتي است كه براي استماع سخنان شهردار تهران و بيان مشكلات و گرفتاري هاي خود اجتماع كرده اند. براي اين جمع، تازگي دارد كه پس از گذشت چندين سال، بار ديگر حال و هواي سال هاي اوليه انقلاب برقرار شده و مسؤولي كه منتخب نمايندگان مردم است، بي واسطه و ساده و بي ريا در ميان مردم حاضر شده و به درد دل هاي آنان گوش فرا مي دهد و گره از كار آنان مي گشايد. كساني كه سال ها در مورد زمين، بناي خانه مسكوني و يا مغازه خود با شهرداري مشكل داشته و اجازه نمي يافته اند كه پايشان حتي به نزديك در بسته اتاق شهردار مركز و يا شهردار منطقه برسد و بين اتاق هاي مجلل چندصدمتري مديران با ارباب رجوع فاصله اي عميق وجود داشته است، اكنون كه شرايط را براي بيان عقده هاي فرو خورده خود مهيا مي بينند، سر از پا نمي شناسند و هر يك دوست دارد كه زودتر خود را به شهردار برساند و سفره دل بگشايد...

ناگهان از انتهاي سالن فرياد دختري از ميان جمعيت بلند مي شود كه: اگر نمي خواهيد مشكلمان را حل كنيد، ديگر كتكمان نزنيد! احمدي نژاد با وجود همهمه و شلوغي سالن، صداي آن دختر را مي شنود و از او مي خواهد كه نزديك بيايد و ماجرا را برايش توضيح دهد كه چه كسي به روي او دست بلند كرده است. دختر جوان به همراه مادرش به نزد شهردار مي آيند و پس از توضيحات او معلوم مي شود كه يكي از مأموران برقراركننده نظم در سالن به هنگام جلوگيري از جمعيتي كه هل مي داده اند تا خود را به جلوي سالن و نزديك تريبون سخنراني برسانند با دست به سر اين دختر مي زند و از او مي خواهد كه نظم را رعايت كند! شهردار بلافاصله پس از اين كه به صحت ماجرا يقين پيدا مي كند، دستور احضار آن مأمور را مي دهد و ضمن توبيخ وي از شهردار منطقه نيز مي خواهد كه مطابق ضوابط اداري با او برخورد نمايد و سپس ضمن دلجويي از مادر و دختر از آنان مي خواهد كه پس از پايان سخنراني در دفتر شهردار منطقه حضور پيدا كنند.

خبرنگاري كه اين ماجرا را تعريف كرده ، مي گويد:  پس از خاتمه سخنان شهردار و پايان ديدار عمومي ، من هم خود را به دفتر شهردار منطقه رساندم تا ببينم كه سرانجام اين ماجرا به كجا مي كشد. شهردار تهران به اتفاق يكي دو نفر از معاونانش در دفتر مي نشينند و مادر و دختر وارد مي شوند. احمدي نژاد بار ديگر رفتار آن مأمور را مورد نكوهش قرار داده و با شرمساري از مادر و دختر پوزش مي خواهد و سپس خطاب به دختر مي گويد: شما مثل خواهر و دختر من هستي و از آنچه كه در سالن براي شما پيش آمد، واقعاً خجالت زده و شرمنده ام. آن گاه صورتش را بر مي گرداند، چشم هايش را مي بندد و خطاب به دختر مي گويد: شما حق داريد در ازاي رفتار زشت آن مأمور، به من سيلي بزنيد و من آماده ام...

صورت به همان حالت، آماده سيلي است و مادر و دختر كه اصلاً به ذهنشان خطور هم نمي كرد كه چنين رفتاري را از شهردار تهران شاهد باشند در حالي كه جلوه هاي اشك در چشمانشان هويداست، در برابر تواضع، فروتني و خلوص وي، مات و مبهوت مانده اند و تا لحظاتي فقط سكوت است و سكوت... مادر و دختر، گويي ديگر حرفي براي گفتن ندارند، دختر در حالي كه منقلب شده و بغض گلو، سخن گفتن را براي او دشوار كرده است، زبان به تشكر مي گشايد و از رفتار آن مأمور، گذشت مي كند و خبرنگار كه انگار همه اين صحنه ها را خواب و خيال مي بيند، چشم هايش مالامال از اشك است...

¤ ¤ ¤

فلسفه پيدايش تمامي اديان الهي و اعزام پيامبران از سوي پروردگار متعال، نجات بشر از گمراهي و برچيدن بساط ظلم، فساد و تبعيض و اجراي عدالت است و ما از آيات قرآن كريم و زندگي ائمه معصومين«ع» و رفتار علما و بزرگان دين آموخته ايم كه تمامي انسان ها از زن و مرد و از هر نژاد و قبيله و در هر موقعيت و مقامي كه باشند، با يكديگر برابرند و هيچ كس را بر ديگري رجحان و برتري نيست و در نزد خداوند باريتعالي نيز تنها كساني گرامي ترين هستند كه باتقواترين باشند.
شهيد رجايي، خود را خدمتگزار كوچك مردم مي دانست و در ساده زيستي، پرهيز از تجملات و اخلاص و تقوا، زبانزد خاص و عام بود. شهيد آيت الله بهشتي عاشق مردم بود و به مسئوليت و موقعيتي كه در انقلاب و نظام داشت به عنوان يك وظيفه و تكليف نگاه مي كرد و مي گفت: ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت. امام خميني رحمت الله عليه كه لرزه بر اندام مستكبران و زورگويان جهان انداخت، با همه عظمت وجودي و احترامي كه تمامي ايرانيان و جهانيان براي ايشان قائل بودند، مي فرمود: من يك طلبه كوچك و خدمتگزار ملت، بيش نيستم، رهبر ما آن نوجوان 13ساله اي است كه نارنجك مي بندد و خود را براي حفظ اسلام و قرآن به زير تانك دشمن مي اندازد. رهبرمعظم انقلاب كه رفتار و سلوك امام خميني در وجودش موج مي زند و قلب صدها ميليون انسان در ايران و جهان اسلام به عشق ايشان مي تپد، به صراحت اعلام مي كند كه: ما مسئولان، نوكر و خدمتگزار مردم هستيم و هيچ حقي بر گردن مردم نداريم، بلكه آنها هستند كه بر گردن ما حق دارند.

مردم بارها و بارها نشان داده اند كه قدر امام رحمت الله عليه، مقام معظم رهبري و ديگر مسئولان دلسوز و خدمتگزار ملت را مي دانند و اگر پس از گذشت 25 سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچنان پرشور و فعال در صحنه حضور دارند و از انقلاب و نظام جمهوري اسلامي دفاع مي كنند، به خاطر اين است كه به مسئولان اصلي و سياستگذاران نظام، اعتماد كامل دارند و مطمئن هستند كه اينان در چارچوب احكام اسلام و قرآن و اصول و مباني انقلاب اسلامي و قانون اساسي حركت مي كنند و از مديران مياني و مسئولان دستگاه هاي مختلف نيز انتظار دارند كه در مديريت و نحوه تعامل خود با مردم، همين شيوه بزرگان انقلاب و نظام را برگزينند. مردم شيفته مديران و نمايندگاني هستند كه صادقانه و بي ريا و به دور از جنجال و هياهو و بي آنكه كيسه اي براي خود دوخته باشند، راه خدمت را برگزيده و مقام و موقعيت اجتماعي خويش را مديون ملت مي دانند و بر اين باورند كه بايد كساني را به مسئوليت گماشت و مورد حمايت قرار داد كه دل در گروي راه امام، رهبري و اهداف عدالت خواهانه انقلاب داشته باشند و خدمت به مردم را بر حفظ منافع شخصي و باندي خود ترجيح بدهند و خالصانه و به دور از جار و جنجال سياسي، فقط كار كنند و كار.

همان گونه كه در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي، چندي است كه جنجال ها و دعواهاي احزاب و گروه هاي سياسي فروكش كرده و دانشجويان هيچ گونه رغبتي نسبت به افراطيون مدعي اصلاحات نشان نمي دهند و اهداف سودجويانه و قدر ت طلبانه اين گروه ها بر دانشگاهيان آشكار گشته است و امروز نهضت علمي و خردگرايي حرف اول را در دانشگاه ها مي زند، در ساير قشرها و سطوح مختلف جامعه نيز شاهد يك رجعت مقدس هستيم.

مردم آگاه ما هميشه  با حضور پرشور و شادي آفرين خود در پاي صندوق هاي رأي در وهله اول به دشمنان ايران و مزدوران داخلي آنها نشان خواهند داد كه هرگز اين انقلاب و نظام مستحكم را كه خود ساخته اند، تنها نخواهند گذاشت و در وهله دوم كساني را انتخاب خواهند كرد كه خدمتگزار راستين ملت باشند.

و مسؤولان امر نيز فراموش نخواهند كرد كه مسؤولند و بايد خدمتگزار مردم باشند . مبادا فريب ظواهر و زخارف دنيا  را بخورند و از مسؤوليت واقعي خود غافل شوند .

اميد است ، روحيه جالبي كه هم اكنون در عده  اي از مسؤولين (مثل آقاي احمدي نژاد ) وجود دارد ، همچنان باقي بماند و با اين روحيه هم خدا را خوشنود و هم بندگان خدا را شاد نمايند .

ما بر اساس آموزه هاي اسلامي ، وظيفه داريم خيرخواه و ناصح مسؤولان امر باشيم ، همچنان كه آنان هم وظيفه دارن خدمتگزار دلسوز اسلام ، نظام ، كشور و مردم باشند .

با ياري خدا

 

نویسنده : سعید ; ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک