حقیقت ناب


+ سرطان چرکين خاور ميانه

صهيونيسم، ايده اي شكست خورده

اسرائيل دولتي تبهكار

«اسراييل» رژيمي بي هويت، بدون قانون اساسي، بدون مرزهاي مشخص و فاقد مناسبات حسن همجواري است  ؛ كه آينده اي مبهم دارد.

به رغم گذشت  56 سال از تأسيس غيرقانوني اين رژيم در آوريل سال1948 ميلادي، كه با حمايت همه جانبه استعمارگر انگليس در سرزمين فلسطين صورت گرفت، اكنون  70 درصد اسراييلي ها آينده اي روشن براي اين رژيم پيش بيني نمي كنند.

با توجه به ناامني روحي و رواني و نبود امنيت اجتماعي در فلسطين اشغالي، اسراييلي ها نمي دانند كه سرنوشتشان چه خواهد بود . با اين همه، رژيم خود را دوست دارند و اين دوستي به خاطر خوب بودن آن نيست، بلكه به اين دليل است كه گزينه ديگري ندارند.

«سور بلوتسكر» از روزنامه نگاران رژيم صهيونيستي گفته است: تاريخ نشان داده كه ايده صهيونيسم به عنوان پايه و اساس اسراييل ،  شكست خورده است.

«اسراييل» با اشغال بخشي از خاك سوريه، لبنان و همه فلسطين، اكنون به خاك اردن و مصر نيز چشم دوخته است و مي كوشد با سلاح و تانك و تبليغات، سياست توسعه طلبي و زبان زور خود را برديگران تحميل كند.

اين امر سبب شده است كه رژيمي صهيونيستي همواره در حال جنگ فرسايشي با ديگران باشد و در اينجا است كه بايد گفت: گروهي تبهكار ، دولت دار شده اند و مدعي اند كه در «مملكت خدا» زندگي مي كنند و «قوم برگزيده خدا» هستند، اما چهره هايشان از خشونت و حكومتشان از فساد موج مي زند.

«اسراييل» رژيمي فاقد فرهنگ است ؛ داشتن تكنولوژي اهميت آن چناني ندارد، زيرا رهبر يك باند مافيا هم مي تواند بمب اتمي داشته باشد، باندهاي زيادي در جهان داراي ارتش و جنگ افزارهاي پيشرفته هستند و اين سبب نمي شود كه به يك كشور يا دولت قانوني تبديل شوند.

ارزش هاي اخلاقي، سياسي، فرهنگي و ايدئولوژي قانوني و تاريخي براي تشكيل يك دولت و كشور مهم است، كه اسراييل فاقد آن است.

افزون بر اين، اسراييل رژيمي است كه به قطعنامه ها و قوانين بين المللي پايبند نيست و تاكنون بيش از  820 قطعنامه سازمان ملل را نقض كرده است.

ناهمگوني جمعيتي «اسراييل» يكي ديگر از عوامل منفي رژيم صهيونيستي است و از شش ميليون و 700 هزارجمعيت اين رژيم، يك ميليون فلسطيني، دوميليون روسي، يك ميليون آفريقايي و دو ميليون اروپايي هستند كه در حالتي از تضاد فكري و فرهنگي به سرمي برند.

تبعيض نژادي نيز بر جامعه صهيونيست ها حكم فرما است، به طوري كه يهوديان اتيوپيايي هنوز نمي توانند در مراكز درماني ، خون اهدا كنند.

كارشناسان امور فلسطين براين باورند، كه «اسراييل» مانند يك بيمار است كه با زور تجهيزات پزشكي زنده نگه داشته مي شود و اگر كمك هاي چند ميليارد دلاري سالانه آمريكا نبود، با شتاب از هم فرو مي پاشيد.

براي نمونه، در «اسراييل» گندم به اندازه كافي توليد نمي شود تا به درد اسراييلي ها بخورد و در صورت قحطي، اسراييلي ها نمي توانند 300 كلاهك هسته اي خود را به جاي غذا بخورند.

يكي از بنيانگذاران نيروي هوايي اسراييل در وصيتنامه خود نوشته است: من ديوانه بودم كه باور كردم اسراييل رژيمي است كه مي تواند در منطقه خاورميانه زنده بماند.

به عقيده كارشناسان، «اسراييل» در دوره معاصر به مثابه يك لكه يا كيسه چركيني است كه از خارج به پوسته خاورميانه چسبيده است و مي توان آن را ريشه كن كرد، بي آن كه به عمل جراحي نياز باشد.اگر وحدت جهان عرب و اسلام را به عنوان يك پارامتر واقعي درنظر بگيريم، مي توان نتيجه گرفت كه زوال و فروپاشي اسراييل گزاره ممكن و قابل تحققي خواهد بود.

 

 

 

نویسنده : سعید ; ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک