حقیقت ناب


+ دشمنان ملت را نااميد خواهيم کرد

 

انتخابات و ضد انتخابات

? قريب يكصد سال پيش در بحبوحه نهضت عدالتخواهي و به موازات اينكه شعار مشروطه بر سر زبان ها مي افتاد، كساني مانند يحيي دولت آبادي و سيدحسن تقي زاده نيز آفتابي شدند و به ميدان آمدند. دولت آبادي خود اذعان مي كند كه لفظ مشروطه را ما به جماعتي كه به سفارت انگليس آمده و بست نشسته بودند القا كرديم و گفتيم نگوييد عدالتخانه، بگوييد مشروطه مي خواهيم.

انگليسي هايي كه از در، بيرون رانده شده بودند بدين ترتيب از پنجره بازگشتند.   ۱۴ سال بعد- سوم اسفند 1299 شمسي- رضاخان به نيابت از بريتانيايي ها كودتا كرد و تدريجا خود را از قدرت بالا كشيد و ديكتاتور خودكامه ايران شد. تدريجاً مشاوران اصلي اين قلدر بي سواد آشكار شدند. در ميان اين بازوهاي مشورتي ، نام دولت آبادي، تقي زاده، فروغي و مصدق به چشم مي خورد. برخي از آنها تا حد وزارت و صدارت و وكالت در رژيم رضاخاني هم پست گرفتند و يكي مثل تقي زاده تبديل به واسطه انگليس براي ايلغار نفت ايران شد. او بعدها در توجيه خيانت هاي خود گفت المأمور معذور!

? ايران امروز، ايران شهريور 1320 نيست كه بتوان از شمال و جنوب با نيروي نظامي بر سرش تاخت، اما همان اهميت استراتژيك- به شكلي مضاعف- براي اروپايي ها، آمريكايي ها و اسرائيلي ها سر جاي خود باقي است. ايران در قلب خاورميانه قرار گرفته است، منطقه استراتژيكي كه به تعبير پيتر وارن سينگر ، مشاور امنيتي و سياسي كاخ سفيد، «كانون بحران اصلي براي آمريكاست و نسل جوان آن با جمعيتي بالاي 60 درصد كل جمعيت منطقه ، مطالبه اصلي اش از واشنگتن ، حاكميت بر سرنوشت خود است كه توسط رژيم هاي وابسته به كاخ سفيد ناديده انگاشته مي شود».

آمريكايي ها اين فاجعه بزرگ را از چشم ايران مي بينند، همچنان كه پايتخت سياسي صهيونيسم بين الملل (اسرائيل) فلاكت هاي ساليان اخير را ناشي از برقراري و ثبات و بالندگي ايران مي داند. به اين همه اضافه كنيد حس سيطره طلبي و رقابتي كه در جان قدرت هاي اروپايي- آلمان، انگليس و فرانسه- افتاده و برخي تحولات در ايران نيز مزيد بر علت در طمع ورزي آنها شده است.

سيطره بر ايران از طريق حمله نظامي يا حتي تدارك آشوب ، ناممكن است. اين نكته اي بود كه جرج تنت رئيس سازمان سيا چند ماه پيش پس از قضاياي خرداد و تيرماه عنوان كرد. در امتداد سخنان وي گري سيك نيز تصريح كرد ، « حكومت ايران هيچ اعتنايي به آشوبگري نكرد و بي آنكه خشونتي به خرج دهد آن بساط را به سادگي جمع كرد ». اين واقعيت را اروپايي ها زودتر فهميدند و فاز تازه اي از رخنه و دستكاري در سيستم و اتمسفر سياسي ايران را كليد زدند؛ ترفندي كه چند ماه با چراغ خاموش پيش رفت تا در قضيه جنجال اتمي عليه ايران بتدريج از سايه بيرون آمد و طي يكي دو ماه اخير به واسطه مسائل انتخاباتي آشكارتر شد.

تغيير و اتفاقي كه رخ داد اين بود: تكيه گاهي كه آمريكايي ها انتخاب كرده بودند تا از آن طريق اهرم قدرت خود را براي از جاي كندن جمهوري اسلامي به حركت درآورند، معطوف به جريانات گروهكي رخنه كرده در دانشگاه و مطبوعات بود و سپري شدن زمان و آزمايش هاي مكرر نشان داد اين تكيه گاه، تكيه گاه كم طاقت و پرتي است. قدرت هاي اروپايي كه در عين رقابت، هدف هاي مشتركي هم با آمريكايي ها دارند، تكيه گاه و گرانيگاه به حركت درآوردن اهرم فشار را عوض كردند و درست به درون مجلس شوراي اسلامي بردند. اين بهترين گزينه ممكن بود. در واقع مسئله اي كه ذهن طراحان خارجي را به خود مشغول داشته بود ، اين بود كه چرا در يك نقطه- مثل كوي دانشگاه تهران- فتيله بحران را روشن مي كنند اما اين آتش تا به مردم برسد و آن ها را به انفجار درآورد، در همان ميانه راه فرو مي ميرد. اروپايي ها براي اينكه آتش فتيله به افكار عمومي سرايت كند و انفجار اجتماعي را دامن بزند، متوجه پارلمان شدند؛ جايي كه مي شد از طريق آن زخمي افكند و استخوان لاي زخم قرار داد.

? طي ساليان اخير هيئت هاي پارلماني متعددي ميان اتحاديه اروپا و برخي محافل مجلس ما در رفت و آمد بودند اما آنچه بيش از همه جلب توجه مي كرد خط ترانزيت ويژه ميان برخي اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي و دو عضو مشخص هيئت رئيسه مجلس با دولت ها و پارلمان هاي انگليس و آلمان بود كه با سفرهاي چندباره چهره هايي چون جك استرو و خاوير سولانا بر ترافيك اين مسير افزوده مي شد. سولانا حتي پا از اين هم فراتر گذاشت و پشت درهاي بسته با برخي گردانندگان انجمن صنفي روزنامه نگاران كه از پيشگامان آشوب در قضاياي تيرماه 78 و پس از آن بودند به رايزني نشست.

اين ملاقات البته از همان سال 78 بتدريج شدت گرفته بود تا آنجا كه پاييز همان سال معلوم شد سفير آلمان با رئيس وقت ستاد انتخابات ملاقات كرده و توقعاتي را- از جمله گماشتن ناظر خارجي بر انتخابات مجلس ششم كه قرار بود بهمن ماه همان سال برگزار شود- پيش كشيده است. 4 سال بعد، آن تماس ها و توقعات شدت يافت و اروپايي ها صريح تر درباره انتخابات مجلس هفتم سخن گفتند و رهنمود دادند. آنها البته اميدوار بودند، همچنان كه در قضاياي جنجال عليه فناوري ايران تست كرده و جواب گرفته بودند. فراموش نكرده ايم يكي از سه وزير خارجه اروپايي كه به تهران آمده بود پس از مشاهده سخت گيري هاي طرف ايراني، برگ برنده را رو مي كند و از برخي تاريكخانه هاي مجلس خبر مي دهد كه در آن طرح سه فوريتي براي پيشبرد توقع اروپا تهيه كرده اند!!

اروپايي ها با منطق حقوق بشر، كوشيدند بخت خود را در عرصه قدرت ايران بيازمايند اگرچه از واسطه گري ميان ايران و آژانس بين المللي انرژي اتمي آغاز كرده بودند. اما هر دو منطق، موريانه خورده بود. آنها در باب حقوق بشر كوچكترين اعتراضي به اقدام وحشيانه دولت هاي فرانسه و هلند و آلمان براي منع حجاب شهروندان خود نكردند و در قضاياي فلسطين اشغالي نيز، جانب رژيم اشغالگر را گرفتند. در جنجال اتمي، منطق آنها كرم خورده تر بود چرا كه همزمان با فشار به ايران براي پذيرش پروتكل الحاقي، يوشكا فيشر وزير خارجه آلمان تأكيد نمود «نمي توانيم با اسرائيل مانند ايران برخورد كنيم»!!! و توني بلر نخست وزير انگليس سخنان وي را چنين كامل مي كرد «بخاطر اسرائيل نمي گذاريم ايران به فناوري اتمي دست پيدا كند»!!!

آيا صهيونيسم بين الملل با دو بازوي «آمريكايي» و «اروپايي» به منازعه همه جانبه عليه ايران شتافته بود؟

? 4 ماه پيش (14 مهر 82) فولكر روهه رئيس كميسيون سياست خارجي بوندستاگ (پارلمان آلمان) در تهران با رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي كشورمان ملاقات كرد و پس از آن اعلام كرد «با توجه به در پيش بودن انتخابات مجلس هفتم ايران، درباره رابطه بين مجلس و شوراي نگهبان و چالش هاي پيش رو(!) در آستانه انتخابات جديد نيز با طرف ايراني گفت وگو كرديم»!! آنها چه برآوردي از چالش هاي پيش رو داشتند و اصلا اين چالش ها چه ربطي به فرستاده بيگانه داشت؟ قضيه اي كه آقاي جلايي پور بتازگي از آن خبر داد مبني بر اينكه «قضيه تحصن 6 ماه كار برده بود»، چقدر با رايزني هايي از اين دست درباره «چالش هاي پيش رو» ارتباط داشت كه منجر به حمايت ويژه پارلمان اروپايي از 80 نماينده متحصن شد. و آيا اعطاي جايزه صلح نوبل به يك ايراني حامي بهائيت و متعاقب آن، فراهم كردن ملاقات وي با شيراك رئيس جمهور فرانسه (24 آذر 82)، از خط سير مشابهي تبعيت مي كرد؟ شيراك در آن ملاقات به برنده جايزه يك ميليارد و سيصدميليون توماني گفت «ما از اصلاحات در ايران حمايت مي كنيم و من آماده ام اروپا را به همين منظور بسيج كنم»!!! همان ايام شيراك مقدمات صدور فرمان منع مطلق حجاب در فرانسه را فراهم مي كرد!! آيا سفير آلمان-كسي كه وزيرخارجه متبوعش تأكيد مي كرد نمي توانيم فشاري را كه بر ايران وارد كرديم، به اسرائيل وارد كنيم- هفته گذشته به ديدار شيخ مطرود امام در قم شتافته بود تا صرفاً قضيه حقوق بشر در فلسطين را با هم مذاكره كنند؟! يا اساساً اقدامي سمبليك و نمادين بود؟ يا هدف، ملاقات با ديگر اعضاي بيت بود...

هرچه هست مقامات اروپايي (ديويد چچئي و لرد تمپل دو عضو ارشد مجالس دوگانه انگليس، و كريستين گالاك سخنگوي سولانا) بتازگي آخر خط را نشان دادند؛ آنان گفتند :

-  نمايندگان مستعفي محكم ايستاده اند... مردم دلسرد هستند.

-  انتخابات فعلي ايران آزاد نيست، ما پيگير انتخابات آزاد هستيم.

- وضعيت اخير احتمالاً به بحراني منتهي مي شود كه تمام ايران را با مشكل عظيم روبرو سازد. تاريخ مصرف قانون اساسي ايران سپري شده است.

برخي مقامات اروپايي حتي پيش بيني آشوب و ناآرامي اجتماعي و تعويق انتخابات را هم كردند، گويي كه خبرهايي! داشته باشند. آمريكايي ها اينجا با رقباي اروپايي همداستان شدند؛ تكاپو براي بي ثبات و ناآرام نشان دادن ايران.

چرا؟ ايران خار چشم است. بيست و پنج سال پس از انقلاب بزرگ امام خميني(ره)، پس لرزه هاي تازه آن اريكه ابرقدرت ها را تكان مي دهد. اتفاقي غريب بر خلاف روال نيم قرن گذشته در حال وقوع است. طي اين 50 سال اسرائيلي ها با جبهه متحد عرب جنگيدند ، مدام امتياز گرفتند و بخشي از خاك سوريه و لبنان و اردن و مصر را به اشغال خود درآوردند. آنها هميشه پيروز بودند اما خرداد 79 حزب الله لبنان، معادله را برهم زد و به تعبير روزنامه گاردين «نظاميان اسرائيلي با خفت از جنوب لبنان گريختند». امسال آن پيروزي استمرار يافت و 400 اسير لبناني و فلسطيني و اردني به پايمردي حزب الله از چنگ صهيونيست ها آزاد شدند. در لبنان و خاورميانه اسلامي جشن بود اما در ميان صهيونيست ها مجلس عزا برپا شد. فلسطيني ها، از زاويه اي ديگر به حركت درآمده بودند. فقط در جنين، 3000 جوان فلسطيني آماده عمليات استشهادي هستند. اين را دستگاه هاي امنيتي اسرائيل با سراسيمگي گزارش مي كنند.

بايد كاري كرد. بايد به عمق استراتژيك مقاومت اسلامي ضربه وارد كرد تا بقيه پيكر آن درهم پاشد. آن كانون، ايران است و انتخابات مجلس، نماد بزرگ بالندگي و پايداري.

? آن بازي خورده ساده لوح كه تصور مي كرد با تيترپردازي روزنامه هاي زنجيره اي- پايگاه مطبوعاتي دشمن- قهرمان اصلاحات شده، به آلمان رفت و در حاشيه كنفرانس برلين به مصاحبه با روزنامه تاگس اشپيگل سايتونگ نشست. دست بر قضا، مترجم اين عنصر مدعي ضديت با خشونت، بهمن نيرومند از سران فراري سازمان تروريستي منافقين بود. آقاي اكبر- گاف در آن مصاحبه ، بي عقلي كرد و لاف زد كه «خميني به موزه تاريخ سپرده مي شود». او تمام ذوق قدرت هاي خار در چشم را بازگفت. اما به رغم مدعيان، نام امام خميني خار در چشم مستكبران شد و رسيد به آنجا كه مارك رئول گركت، استراتژيست برجسته سازمان سيا تصريح كرد : «مشكل اصلي آمريكا در عراق تحت اشغال، فرزندان معنوي آيت الله خميني هستند». متعاقب وي، دانيل پايپز مشاور ارشد بوش تأكيد كرد : «اگر انتخابات آزاد در عراق برگزار شود، خميني ديگري روي كار خواهد آمد» و افزود : «صدام با همه بدنامي ، يك كار خوب داشت و آن اينكه بنيادگرايان شيعه و سني عراق را منكوب كرد. ما هم اگر مي خواهيم عراق را حفظ كنيم بايد مثل مدل نظامي تركيه لااقل براي 10 سال در بغداد دولتي استبدادي برقرار كنيم».

به موازات آمريكايي ها كه تأكيد داشتند نگذارند انتخابات در عراق مسلمان برگزار شود، زخم خوردگان از مكتب و سيره امام خميني در ايران خيز برداشتند تا نگذارند انتخابات مجلس برگزار شود. آنها با نظرسنجي ها و پژوهش هاي فراوان بدرستي دريافته بودند كه در صورت برگزاري انتخابات مجلس، مردم تير خلاص را به جريان افراطي مورد طمع و نفوذ بيگانه خواهند زد. پس كمر همت بستند تا لگد به قانون و نظم و امنيت و انتخابات زنند. نمايش تحصن و استعفا در چنين فرايندي نوشته شد، اگرچه همه بازيگران از ابعاد آن مطلع نبوده باشند.

و ... انتخابات همچنان كه رهبر معظم انقلاب فرمودند در
موعد مقرر برگزار خواهد شد. مگر مي شود جلوي مردم را گرفت؟ تحريم مي كنند؟ به سلامت! اما مگر مي توانند مانع از شور و نشاط عمومي شوند. به تعبير دبيركل حزب مشاركت در گفت وگو با خبرنگاران (22 آذر 82) «طبق نظرسنجي ها مردم در انتخابات شركت مي كنند و تحريم ممكن نيست». وقتي ديدند شور عمومي براي خانه تكاني مجلس بالاست و از طريق افكار عمومي نمي توان به نظام فشار آورد، برخي گماشتگان خود در مجلس و دستگاه هاي اجرايي را- به مصداق مأمور و معذور- فرمان دادند بي چون و چرا، لاف استعفا و عدم برگزاري انتخابات بزنند. اما اگر شور و شوق عمومي واقعيت دارد- كه دارد- و آمريكايي ها و اروپايي ها نگران و عزادارند، افكار عمومي آن تكاپوها را از آن كدام جبهه مي بيند و چگونه قضاوتي مي كند؟

كساني كه به تصريح آقاي منتجب نيا (20 آبان 82) «بهترين و طلايي ترين فرصت هاي واگذار شده توسط مردم را سوزاندند» آيا اينك توقع دارند حالا كه دم از تحريم يا تعويق انتخابات مي زنند، مردم برايشان هورا بكشند يا به استهزا بگيرند و لعن و نفرين كنند؟!

در انتخابات شوراها لاف رفراندوم زدند و بخت سياه خويش را در پيشگاه ملت آزمودند و ورشكستگي شان آشكار شد. اكنون هم چند روز ديگر دندان روي جگر بگذارند و آزموده را باز بيازمايند. انتخابات را تحريم مي كنند؟ بسم الله! اما اگر صادقند، خويشتنداري كنند تا جلوه نفاق سوز و دشمن كوركن را ببينند، كه ممانعت از برگزاري انتخابات ، اقدامي ضدامنيت ملي است و مزدور بيگانه را هيچ ملتي به نگاه ترحم نمي نگرد.

محمد ايماني -  كيهان 16\11\82

 

 

 

مطلب فوق خیلی جالب و مطابق با واقع است . براهمین اون رو توی وبلاگ آوردم تا هم ازش استفاده بشه و هم تشکری باشه از نویسنده آن . امیدوارم با نگاه انتقادی ولی بدون پیش داوری ، اون رو بخونید و آنگاه قضاوت کنید .

همه باهم روز اول اسفند برای انجام وظیفه ملی ، سیاسی و دینی ، به پای صندوق های رأی می رویم و با رأی خود آرزوی ذلت ملت ایران را بر دل دشمنان می گذاریم . که این آرزو را به گور خواهند برد انشاء الله .

 

نویسنده : سعید ; ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٢
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک