حقیقت ناب


+ خوش خيالی منافقين ۳

روياي تعبيرنشده فتح دو روزه تهران

بخش سوم :

شكست سنگين‌تر، زماني بر دشمنان ايران وارد شد كه هنوز ارتش عراق در جنوب به طور كامل تا خط مرزي عقب زده نشده بود ، كه :

مقارن ساعت 14:30، 3/8/67، تعدادي از اعضاي سازمان منافقين كه به عراق متواري شده و با استفاده از حمايت‌هاي گسترده صدام، در حال انجام اقداماتي بر ضد نظام جمهوري اسلامي بودند، با استفاده از توجه ايران به مناطق جنوبي و غفلت از غرب كشور، با پشتيباني ارتش عراق، هجوم خود را با استفاده از آخرين سلاح‌هاي سبك و سنگين كه از طريق آمريكا و صدام در اختيارشان قرار گرفته بود، به سمت باختران آغاز كردند و در مدت زمان بسيار كوتاهي، با عبور از تنگه پاتاق، وارد خاك ايران شدند. آنان با تصرف شهرهاي سرپل ‌ذهاب و كرند غرب، در شب اول در شهر اسلام‌آباد توقف كرده و به قتل عام مردم اين شهر، حتي مجروحان حاضر در بيمارستان، اقدام كردند. جالب آنكه در بين كشته‌شدگان، حتي بستگان آنها نيز ديده مي‌شدند.

مسعود رجوي، سركرده اين گروه، در حالي كه بر خودروي ضدگلوله سوار بود، كاروان منافقين را كه متشكل از پانزده هزار زن و مرد بود، همراهي مي‌كرد. فرماندهان منافقين، گمان مي‌كردند كه وضعيت نظامي ايران از هم پاشيده شده و بسيار آسيب ‌پذير است و تنها يك ضربه و شوك، نظام جمهوري اسلامي را فرو خواهد ريخت. منافقين، طرح عمليات خود را در يك جلسه 24 ساعته آماده كرده بودند و در تاريخ 31/4/67، نيروهاي خود را توجيه كرده و نام عمليات را هم «فروغ جاويدان» گذاشته بودند.

مسعود رجوي در همان جلسه، با تحليل وضعيت بسيار شكننده داخلي ايران گفته بود: «جمع ‌بندي نهايي در ميدان آزادي تهران».

 

نویسنده : سعید ; ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک