حقیقت ناب


+ مزدوری حاکمان تازه به دوران رسيده عراق

پشت‌پرده بحران عراق؟

با نزديك شدن زمان واگذاري حكومت به عراقي‌ها (ولو به صورت ظاهري) حملات سياسي ـ تبليغاتي عليه ايران شدت گرفت، در اين حملات، ايران متهم به دخالت در اقدامات تروريستي و خرابكارانه و انجام فعاليت‌هاي اطلاعاتي مي‌‌شد.در حالي كه گروه‌هاي تروريستي بعثي ـ وهابي ( مورد حمايت برخي كشورهاي عربي ) رسما مسؤوليت خرابكاري‌هاي خود را پذيرفته‌اند، نه اين گروه‌ها و نه كشورهاي حامي آنها در معرض اينگونه حملات سياسي ـ تبليغاتي قرار نمي‌گيرند. مسؤولان عراقي ـ آمريكايي حاكم در عراق، چشم‌ها و گوش‌هاي خود را بر اين اعترافات بسته و به طرز ناشيانه‌اي، نوك پيكان تهاجم را به سمت ايران گرفته‌اند.

براي مثال گروه زرقاوي و ديگر گروه‌هاي وهابي ـ بعثي، مسؤوليت به شهادت رساندن شهيدان سيدمحمدباقر حكيم، رييس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق (دوست ايران)، عزالدين سليم (ابوياسين)، رييس شوراي حكومتي عراق (شيعه و دوست ايران)، خانم عقيله هاشمي (ديپلمات شيعه عضو مجلس حكم) كبه (ديپلمات شيعه معاون وزير خارجه عراق) و همچنين گروگانگيري اتباع خارجي مقيم عراق، انفجار در كليساها، تخريب لوله‌هاي انتقال نفت (اكثر انفجارات، در مناطقي صورت مي‌گيرد كه در حوزه نفوذ بعثي‌ها و وهابي‌هاست)  را به عهده گرفته اند ! جالب اينكه هيچ‌ گروه شيعي در اين‌گونه اقدامات دخالت نداشته و ندارد و همانطور كه ملاحظه مي‌شود، شخصيت‌هايي ترور مي‌شوند كه شيعه و اغلب از نزديك‌ترين دوستان ايران هستند.

آغاز اين حملات، با متهم كردن دكتر چلبي به همكاري اطلاعاتي با ايران آغاز شد و سپس با طرح مسأله كمك ايران به مقتدي صدر در درگيري‌هاي نجف و يا دستگيري افسران اطلاعاتي ايران در بصره، پيدا كردن ماشين بمب‌گذاري‌شده در بغداد به همراه دو ايراني و يافتن خمپاره ساخت ايران در شهر نجف و دخالت ايران در انفجار كليساها ادامه يافت.

ابتدا در مورد هر يك از اين اتهامات، توضيح مختصري داده مي‌شود:

الف ـ احمد چلبي زماني به همكاري اطلاعاتي با ايران متهم شد و دفتر و منزل وي مورد حمله مأموران «سيا» قرار گرفت كه وي خواستار پيگيري چگونگي برداشت 11 ميليارد دلار با امضاي برمر، از صندوق كمك به عراق شد. چلبي كه به طور مستند، متوجه سرقت ميلياردها دلار از ثروت ملت عراق توسط برمر و تيم همراهش شده بود، ساده‌انگارانه تلاش كرد كه موضوع، مورد رسيدگي قرار گيرد و بلافاصله با هماهنگي برمر و «سيا»، حكم جلب افراد اصلي گروه وي صادر گرديد و به منزل و دفترش تعرض شد و موجي از اتهامات در رسانه‌هاي آمريكايي عليه چلبي به راه افتاد؛ از جمله همكاري اطلاعاتي وي با ايران.

خصومت تاريخي خاندان ملك عبدالله، شاه اردن، با چلبي همانند حمايت او از صدام به اوايل جنگ عراق با ايران برمي‌گردد و كشورش، اكنون هم لانه بعثي‌ها و خانواده صدام است. او از فرصت استفاده كرد و دولت آمريكا را تحت فشار قرار داد تا دكتر چلبي (شيعي) را از صحنه سياسي دور كند.

با دخالت دوستان چلبي در آمريكا، حملات تبليغاتي عليه وي متوقف شد، اما تا آنجا كه توانستند، او را به حاشيه راندند.

ب ـ حادثه نجف كه با توقيف نشريه گروه مقتدي صدر و دستگيري مسؤول دفترش آغاز شد، با تيراندازي نيروهاي اشغالگر به افرادي كه مشغول تظاهرات مسالمت‌آميز براي آزادي سيدمصطفي يعقوبي، مسؤول دفتر وي و نشريه گروه بودند، به خشونت كشيده شد (بررسي درگيري‌هاي مقتدي صدر و هوادارانش با نيروهاي اشغالگر، احتياج به مقاله‌اي مستقل دارد) و به سرعت مناطق مركزي و جنوبي را در بر گرفت. آمريكا كه شاهد قدرت‌يابي روزافزون شيعيان در عرصه سياسي و مردمي بود، مي‌‌خواست ضرب شصتي به شيعيان نشان دهد. از اين رو شديدترين برخورد نظامي را با شهر نجف انجام داد، در حالي كه شهر فلوجه كه كانون تروريست‌هاي وهابي ـ بعثي است در آرامش قرار داشت. با درايت مرجع شيعي آيت‌الله سيستاني و همكاري همه گروه‌ها و شخصيت‌هاي شيعي، درگيري‌هاي نجف مهار شد و آمريكايي‌ها نتوانستند به همه اهداف خود برسند، هرچند به خاطر بي‌توجهي‌ مقتدي صدر و اطرافيانش از پيچيدگي شرايط، موفقيت‌هايي براي اشغالگران نيز فراهم شد.

با فروكش كردن شدت درگيري‌ها و ناكام ماندن «سيا» در دستيابي به همه اهداف پيش‌بيني‌شده، ايران متهم به حمايت از مقتدي صدر شد، حال آنكه مقامات ايراني، خواستار حفظ حرمت عتبات مقدسه بودند و از همه طرف‌هاي درگير مي‌خواستند كه به زدوخوردها پايان دهند.

ج‌ـ موضوع دستگيري افسران اطلاعاتي ايران در بصره و افراد ايراني به همراه يك ماشين بمب‌گذاري‌شده در بغداد، در حد يك اتهام تبليغاتي باقي ماند و مدعيان هرگز مدركي را براي اثبات ادعاي خود ارايه نكردند.

د‌ـ اتهام دخالت ايران در انفجار كليساها، زماني انجام گرفت كه رهبر انقلاب، خارج بودن گروگانگيران اتباع خارجي در عراق را از دايره اسلام بعيد ندانستند و به شدت اين‌گونه اقدامات را محكوم كردند.

اين بيان، ضربه مهلكي به جريان تروريستي مشكوكي كه سعي در مشوه كردن چهره اسلام دارد، وارد كرد. لذا اين عناصر مجبور شدند، اقدامات زشت ديگري همچون انفجار كليساها در بغداد و موصل را انجام دهند تا گردانندگان آنان كه در پي تحريك عواطف و افكار عمومي جهان مسيحيت عليه اسلام و مسلمانان هستند، به هدف خود برسند. جالب اين است كه انفجار كليساها در پي ادعاي احتمال حمله هوايي صهيونيست‌هاي تندرو به مسجدالاقصي به هنگام برگزاري نماز جمعه صورت گرفت و اهل خبره مي‌دانند، اين شواهد نشان مي‌دهد، جريان واحدي در زماني مشخص، اجراي نقشه‌هاي خود را با حمله به اماكن مذهبي تدارك ديده است. يعني حمله به مسجدالاقصي و كليساها مي‌تواند، زاييده مركز تصميم‌گيري واحدي ‌باشد كه جز «سيا» يا «موساد» نبايد در جاي ديگري در پي آن بود.

اينها اشاره‌اي بود به اتهامات سياسي و تبليغاتي ايران، اما پشت صحنه اين جريان كيست؟ بنا بر اطلاعات موثق افراد در پشت صحنه عبارتند از:

سازمان «سيا»: فعاليت سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا)، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران از دو منظر بايد  مورد توجه قرار گيرد:

1ـ دشمني با جمهوري اسلامي ايران: سازمان «سيا» در آغاز با به كارگيري عناصر ايراني ضدانقلاب، سپس صدام حسين و ارتش بعث، بيشتر دولت‌هاي عربي و سرانجام با راه‌اندازي گروه‌هاي سلفي ـ وهابي همچون طالبان، سعي كرد، فضايي از دشمني را عليه ايران سامان دهد اما با همه خساراتي كه به ملت ايران وارد شد، شكست خورد.

2ـ مشكلاتي كه جريان‌هاي ‌ساخته دست «سيا» براي دولت و منافع آمريكا در منطقه فراهم كردند؛ عناصر ايراني كه «سيا» بودجه‌هاي هنگفتي براي آنها هزينه كرد، نتوانستند منافع دولت آمريكا را تأمين كنند و همگي يا در مصاف با جمهوري اسلامي نابود شدند، يا اكنون در آمريكا و اروپا به صورت موجودات بي‌فايده و بي‌خاصيت درآمده‌اند.

ـ صدام حسين كه روزي نورچشمي «سيا» بود، به حيوان درنده‌اي مبدل شد كه نابودي آن براي آمريكا بسيار خسارت‌بار گشت.

ـ «القاعده» و طالبان كه از بهترين كمك‌هاي «سيا» برخوردار بودند و با هماهنگي اين سازمان عليه جمهوري اسلامي ايران جنايت مي‌كردند، به مرور به عناصري تغيير يافتند كه خواب را از چشمان كاخ سفيد ربودند و به صاحبان خود حمله كردند. اين عملكردها به همراه ضعف شديد اطلاعاتي، موجب بي‌اعتباري اين سازمان در جامعه آمريكا شد. اكنون كه ارتش آمريكا در چنبره‌اي از فشارها و ضربات دوستان ديروز و بعضا امروز «سيا» يعني بعثي‌ها، وهابي‌ها و «القاعده» گرفتار آمده و فريادش بلند است، «سيا» براي فرار از اين همه افتضاح، مجبور است دست به كار شود و ايران را مقصر و پشتيبان اين جريان خرابكار نشان دهد.

مقامات كاخ سفيد معتقدند، ارتباطات اين سازمان با گروه‌هاي تندرو سلفي ـ‌ وهابي، موجب ضربه وارد آمدن به منافع ملي آمريكا شده و موقعيت آن كشور را در جهان اسلام تضعيف كرده است. از اين رو «سيا» تلاش مي‌كند خود را از اين مخمصه نجات دهد، پس بايد ايران متهم شود.                                                                                 ‹ با تشكر از آقاي احمد بصير›

 

نویسنده : سعید ; ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک