گواه صادق بر کارآمدی نظام و اقتدار و عزت ملی

واقعیت اول: کشور ما کشورى است با جغرافیاى مهم. موقعیت جغرافیائى ما یکى از موقعیتهاى جغرافیائى خوب کشورهاى دنیا است. اگر کشورهاى دنیا را از لحاظ موقعیت جغرافیائى به چند درجه تقسیم کنیم، یقیناً ایران در درجات بالا یا در بالاترین درجه قرار خواهد گرفت. از لحاظ موقعیت جغرافیائى، این یک امتیاز است؛ این را ما داریم، این خداداد است.
 واقعیت دوم، تاریخ و ریشه‌هاى تمدنى ما است. ریشه‌هاى تمدنى کهن ما، تاریخ ما، تاریخ باافتخارى است؛ بخصوص از دوره‌ى اسلام به این طرف. قبل از اسلام هم برجستگى‌هائى در تاریخ کشور ما وجود دارد، اما بعد از اسلام این برجستگى‌ها بمراتب بیشتر شده؛ از لحاظ علم، از لحاظ صنعت، از لحاظ مسائل فرهنگى، از لحاظ افتخارات گوناگون سیاسى، از لحاظ توسعه‌ى کشور؛ چه توسعه‌ى کیفى، چه توسعه‌ى کمّى. این تاریخ ما است. میراث علمى ما در بخشهاى مختلف دانش بشرى و دانشهاى الهى، میراث کم‌نظیرى است. واقعاً کمتر کشورى در همین مناطق آسیا و تمدنهاى کهن - در هند و چین و مصر و امثال اینها - اینجور بوده است؛ حالا مناطق غرب که گذشته‌ى آنچنانى‌اى ندارند. بنابراین ما از لحاظ تمدن جزو برجسته‌ها و برترینها هستیم؛ این هم یک واقعیتى است.
 واقعیت سوم، ثروتهاى طبیعى و انسانىِ چشمگیر است. حدود بیست و چند سال قبل از این گفته میشد که ذخیره‌ى نفت کشور در فلان تاریخ - یک مقطعى را مشخص میکردند - تمام خواهد شد؛ اما کشفیاتى که در زمینه‌ى ذخائر نفتى و گازى شده، این مدت را به حدود چهار پنج برابر گسترش و توسعه داده. در زمینه‌ى فلزات، در زمینه‌ى انرژى، در زمینه‌ى ذخائر گوناگونى که یک کشور براى اداره‌ى خودش به آنها احتیاج دارد، کشور غنى‌اى هستیم، کشور فوق‌العاده‌اى هستیم.
 از لحاظ منابع انسانى هم همین جور. بارها این را گفتیم - اوائل از روى حدس و گمان میگفتیم، بعد آمارهاى بین‌المللى همین را تأیید کرد - که ما از لحاظ رتبه‌ى استعداد انسانى، در رتبه‌هاى بالا هستیم؛ یعنى از متوسط جوامع بشرى موجود دنیا خیلى بالاتریم؛ متوسط ما از متوسط دنیا بالاتر است. استعدادهاى ما، جوانهاى ما فوق‌العاده‌اند؛ دارید مى‌بینید دیگر.  من شاید مکرر این را گفته‌ام؛ با اطلاعاتى که بنده دارم و گزارشهائى که در اختیار بنده قرار میگیرد و مشاهداتى که وجود دارد، هیچ قسمتى از قسمتهاى گوناگون علم و فناورى وجود ندارد که زیرساختش در کشور وجود داشته باشد و جوانهاى ما و دانشمندان ما نتوانند در آن قسمت کار بزرگى انجام دهند؛ هر جا نمیتوانند، زیرساختهایش وجود نداشته است؛ که البته این زیرساختها را باید به وجود بیاورند، و دارند هم به وجود مى‌آورند. این، ثروت طبیعى و ثروت انسانى ما است.
 یک واقعیت دیگر هم در کنار این واقعیتها باید مشاهده شود و آن این است که ما در طول دو سه قرن اخیر ضربه‌هاى سختى خوردیم؛ هم از ناحیه‌ى استبداد داخلى و دیکتاتورى‌هاى داخل کشور، هم از ناحیه‌ى تهاجمهاى بیرونى. این یک واقعیتى است که ما ضربه خوردیم. تاریخ ورود و نفوذ دولتهاى بیگانه در کشور ما از سال ۱۸۰۰ میلادى است؛ یعنى دویست و دوازده سال است که اولین نفوذ خارجى از طریق حکومت انگلیسىِ هند اتفاق افتاد؛ جان ملکمِ انگلیسى آمد ایران - که حالا تاریخش را کسانى که ملاحظه کردند، میدانند - و تبعاتى که پیش آمد. ضعف آن دولتها در مواجهه‌ى با نفوذ و تهاجم فرهنگ غربى و سیاست غربى و حکومتهاى غربى، موجب انفعال کشور شد و همین طور رفته رفته ما دچار ضعف شدیم، هزیمتهائى داشتیم؛ این هم یک واقعیتى است. ما در برآورد مسائل کشور و شناخت وضعیت کنونى کشور نمیتوانیم این دوره را ندیده بگیریم. ضربه‌هاى سختى به ما زدند؛ هم نفوذ سیاسى پیدا کردند، هم نفوذ فرهنگى پیدا کردند، هم منابع ما را غارت کردند.
 متأسفانه هنوز کار درستى در این زمینه انجام نگرفته. محققین و مورخین ما باید بنشینند یک کار مبسوط و مشروحى را انجام دهند در مورد غارت منابع اقتصادى کشور به وسیله‌ى کشورهاى متنفذ خارجى که وارد اینجا شدند؛ مثل انگلیس در یک برهه‌اى، روسها در یک برهه‌ى دیگرى، و دیگرانى که در کنار اینها بودند - که البته عمده اینها بودند - بعد هم آمریکا در نهایت کار. غارت ثروت، سلطه‌ى سیاسى، تحقیر ملت. آنچه که شما از زبان سیاستمداران و دولتمردان وابسته‌ى به سیاستهاى غربى و دستگاههاى استبدادى شنفتید در زمینه‌ى تحقیر ایران و ایرانى و اینکه «نمیتوانیم» و چه و چه، اینها همه‌اش ناشى از همان سلطه‌ى فرهنگ غربى و سلطه‌ى سیاسى غرب بر کشور ما بوده. اینها جزو واقعیتها است.
 واقعیت پنجم، بیدارى ملى است در سه مقطع. در سه مقطع، ما یک بیدارى عمومى و ملى داشتیم: اول، مقطع مشروطیت؛ دوم، مقطع نهضت ملى - آیةالله کاشانى و دکتر مصدق - و سوم، مقطع انقلاب اسلامى. در آن دو مقطع، ملت ایران شکست خورد. قیام مشروطیت، قیام مهمى بود؛ لیکن شکست خوردند. در نهضت ملى قیام کردند، شکست خوردند. حالا عوامل این شکست چیست، اینها بحثهاى طولانى و مفصلى است؛ هر کدام عواملى داشته. سوم، مقطع انقلاب اسلامى است. اینها حرکتهاى ملى است. البته حرکتها و اقدامها و نهضتهاى غیر عمومى هم وجود داشته - مثل نهضت تنباکو و اینها - آنها یک حرکت ملى براى تغییر بنیادین و تحول در کشور نبود؛ براى یک مسئله‌ى خاص بود. آنچه که میشود گفت یک حرکت ملى، یک کار بزرگ، همین سه مقطع بود. آن دو مقطع شکست خورد؛ اما مقطع پیروزى انقلاب اسلامى، مقطع برجسته‌اى بود که غرب را و معارضان مقابل خود را شکست داد و به زانو درآورد؛ و این به برکت شخص امام و شخصیت امام و به برکت احکام و قوانینى بود که امام بزرگوار ما (رضوان الله تعالى علیه) به آنها متکى بود و جمهورى اسلامى را بر آن اساس به وجود آورد و خطوط روشنى که ترسیم کرد؛ این یک واقعیتى است. بنابراین ما در مقابل آن هزیمتى که در آن دو قرن - تقریباً - در مقابل تهاجم غربى‌ها داشتیم، این حرکت مواجهه‌ى پیروزمند با غرب را هم داشتیم؛ این هم یک واقعیتى است.
 واقعیت ششم، تجربه‌ى پیشرفت در عرصه‌هاى گوناگون است. بعضى‌ها در زمینه‌ى مسائل سیاسى - چه سیاست خارجى، چه سیاست داخلى، چه اقتصاد، چه غیره - میگویند آقا باید واقع‌بین بود. خب، واقعیتها اینها است؛ این واقعیتها را باید دید. یکى از مهمترین واقعیتها، پیشرفتهاى یک کشور است. کشور ایران از مقطع پیروزى انقلاب - یعنى از سال ۱۳۵۷ - تا امروز  به قدرى تغییر کرده است که این مقدار تغییر را ما در ظرف این مدت در کشورهاى دیگر نمى‌بینیم؛ یعنى بنده سراغ ندارم. کشورهاى پیشرفته‌ى تمدنى و صنعتى و علمى، فاصله‌ى حرکتشان تا رسیدن به این نقطه‌اى که ما امروز رسیدیم، فاصله‌ى بیشترى بوده است. تا آنجائى که بنده اطلاع دارم، به نظرم میرسد که در دنیا این مقدار پیشرفت کمتر دیده شده است یا دیده نشده است.
ما، هم در زمینه‌هاى علمى پیشرفت کرده‌ایم - که یک بخشى را آقاى رئیس جمهور امروز اشاره کردند، و البته پیشرفتهاى علمى ما خیلى بیش از اینها است؛ نه اینکه به عنوان مسئولان داخلى این حرف را بزنیم؛ نه، این قضاوت مراکز علمى دنیا است - هم در زمینه‌ى سیاسى پیشرفت کرده‌ایم. در زمینه‌ى سیاست داخلى، همین مدل جدید مردم‌سالارى دینى که ما به دنیا عرضه کرده‌ایم، همین انتخابات، همین دست‌به‌دست شدن قدرت اجرائى و قدرت تقنینى کشور، یکى از بزرگترین موفقیتها است. مردم‌سالارى دینى، مردم‌سالارىِ سالم است؛ بدون کارها و شگردها و خدعه‌هائى که در دنیا معمول است. من متأسفم از این که خیلى از جوانهاى ما از این شگردهائى که در دنیا، در آمریکا، در غرب، در اروپا، در زمینه‌ى انتخابات به کار میبرند، که ظاهر دموکراسى دارد، اما باطن غیر دموکراسى دارد، خبر ندارند. کتابهاى خوبى در این زمینه نوشته شده، خود غربى‌ها نوشته‌اند؛ اینها را بخوانند، این کتابها را ببینند؛ چگونگى انتخاب یک شهردار یا یک فرماندار در فلان ایالت آمریکا، بعد سناتور شدن، بعد رئیس جمهور شدن؛ هل داده شدن افراد به این عرصه‌ها چگونه است، با چه شگردهائى انجام میگیرد؛ آن وقت مقایسه کنند با اینجا که یک نفرى مى‌آید در مواجهه‌ى با مردم، در حرف زدن با مردم، گاهى بدون هیچ سابقه‌ى اجرائى، مردم را جذب میکند؛ موج ایجاد میشود، مردم میروند پاى صندوقهاى رأى، رأى میدهند، انتخاب میکنند، با این درصدهاى بالا؛ این مدل جدیدى است از دموکراسى؛ این پیشرفت سیاسى ما است.
 در سیاست خارجى هم همین جور. امروز جمهورى اسلامى نقش غیرقابل انکارى در مسائل گوناگون منطقه و مسائل اساسى منطقه‌ى خود دارا است، که این را هیچ کس منکر نیست. مسائل منطقه‌ى ما، مسائل جهانى هم هست؛ این هم ضمناً معلوم باشد. پیشرفت در سیاست داخلى، الگوى جدید مردم‌سالارى، قدرت انتخاب ملى؛ در سیاست خارجى، این تأثیرگذارى‌ها؛ اینها واقعیت است.
 پیشرفت در سازندگى. این مقدار کارى که در زمینه‌ى سازندگى در این سى سال انجام گرفته است، واقعاً شگفت‌آور است. قبل از انقلاب، ما به شهرهاى گوناگون، به روستاها، به مناطق محروم رفتیم، وضع را دیدیم؛ میدانیم آن وقت چه جورى کار میکردند. زلزله مى‌آمد - بنده خودم در چند زلزله‌ى بزرگِ معروف گروه امداد تشکیل داده بودم و آنجا کار میکردیم - دیدم چه جورى حرکت میکردند، چه جورى کار میکردند؛ و حالا در دوره‌ى کنونى، شما ملاحظه کنید در یک بخشى از کشور یک زلزله‌اى اتفاق بیفتد، یک بلاى طبیعى به وجود بیاید، مردم دچار مشکل شوند، با چه سرعتى امدادرسانى میشود. این باور نکردنى است، اما واقعیت دارد.
 در زمینه‌ى فرهنگى هم همین جور. ما یک چرخش صد و هشتاد درجه‌اىِ فرهنگى نسبت به قبل از انقلاب و دوران طاغوت به شکل کلى داریم؛ جزئیات را بحث نمیکنیم. با نگاه کلان، یک چرخش به تمام معنا است. البته اگر بهتر کار کنیم، بیشتر بلد باشیم، بیشتر جدیت کنیم، در جزئیات هم موفق خواهیم بود.
... در این ده سال گذشته، حرکت علمى ما خیلى خوب بوده؛ پیشرفت علمى و سرعت پیشرفت، بسیار خوب بوده است؛ اما این سرعت پیشرفت باید کند نشود. اگر ما بخواهیم به آن سطح مطلوب برسیم، اگر بخواهیم به خطوط مقدم دانش جهانى برسیم، باید این سرعت پیشرفت را همچنان حفظ کنیم.

/ 1 نظر / 7 بازدید
Lidoma

سلام دوست من.وب زيبايي داري.اگه وقت کردي به وب منم سر بزن و نظرتو مطرح کن. ‌ ‌‌