وظیفه قوه قضائیه در برابر گستاخی های فرهنگی؟

آیه الله علم الهدی، امام جمعه مشهد:
مردم نمی تونن تحمل کنن یه عده دختر و پسر شهوت ران هوس باز بیان به نظام دهن کجی کنن. اینو نمی بینن. مسئله موی پریشان جلوی صورت ریخته ی یک دختر لاابالی ، مسئله ی هوس بازی های شهوت بار یک جوان آلوده به دنبال فحشا رفتن در این کشور و جامعه ی ما ، این دهن کجی به انقلاب است . دهن کجی به شهدا است. و تنها جریانی که می تواند با قاطعیت در مقابل این قضیه قد علم کند و غائله رو براندازی کند قوه ی قضاییه است .

حجه الاسلام آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، با اشاره به اظهارات علم الهدی:
به گفته ایشان این قابل تحمل نیست که چند دختر و پسر لاابالی به نظام دهن کجی کنند. این سخن واقعاً صحیحی است. متأسفانه متولیان امور فرهنگی در کشور به این موضوع توجه نکردند. حجاب و عفاف یک مسئله اساسی در کشور است منتها بحث برخورد بحث آخر است. قوه قضاییه باید به اندازه توانش در مقابل این جرم بایستد، ما موظف هستیم برخورد کنیم منتها آیا شرعاً هم جایز است در جایی که امکاناتمان کم است دختر و پسر جوان مردم را که تخطی کرده‌اند کنار اشرار، قاچاقچی مواد مخدر و کنار آدمهایی شروری که ممکن است اصلاً کارشان روسپیگری باشد بیندازیم و آیا این درست است که بگوییم در این اشکالاتی که هست نه از ناحیه کمبود نیرو، نه کمبود امکانات، نه ضعف قانون هیچ توجیه بردار نیست! آخر چرا ما چنین قضاوتهای نادرستی می‌کنیم چرا که اولین مسئله، زندانهای ما است. آیا ما حق داریم واقعاً دختر و پسر جوان مردم را که حالا یک تخطی اینطوری کرده‌اند که البته گناه و خلاف شرع و قانون هم هست کنار زندانیان خطرناک بفرستیم؟ وجود زندان های کافی و دارای طبقه بندی یک ضرورت است که متوقف بر وجود امکانات بسیاری است. چرا باید ادعا کرد که هیچ توجیهی قابل قبول نیست.
از طرف دیگر چرا ما کوتاهی دستگاههای اجرایی، کوتاهی متولیان فرهنگی درون دولت و خارج از دولت را به پای قوه قضاییه می‌نویسیم؟ قوه قضاییه به تنهایی می‌تواند این مسئله را حل کند؟ این اشتباه بزرگی است. بحثهای پیشگیری برای ما ثابت کرده که این امکانپذیر نیست، پیشگیری در این مسئله بر برخورد مقدم است.
باید همه قوا و تمام ارکان نظام، حوزه‌های علمیه، مراجع عظام تقلید، مبلغان، ائمه جمعه و جماعات در پیشگیری از وقوع جرم وارد شوند. مخصوصاً ائمه جمعه که در شهرها قدرتی دارند چرا خودشان را از مسئله کنار می‌کشند.
برای ریشه‌کن کردن فساد و جرم باید قلوب جوانها را جذب کنیم. ما گر چه باید با کسانی که تجاهر به فساد می‌کنند برخورد کنیم ولی باید بدانیم مطلوب این است که ما با دعوت حقیقی و با دعوتی که شرایط دعوت حقیقی اسلامی دارد، قلوب را جذب کنیم که اینکار پیشگیرانه و درست است و با اینکار بسیاری از جرایم قابل دفع است.

گزارش زیر را هم بخوانید و قضاوت کنید که واقعا وظیفه قوه قضائیه چیست؟

به گزارش جهان به نقل از ۵۹۸، خانم شمس با ارسال گلایه نامه ای به شرح اتفاق مذکور پرداخته است که متن ارسالی در ادامه می آید:
" حضور زنان و دختران بدحجاب در تابستان و در مسیر تردد من (میدان صادقیه و میدان پونک) هر روز وضعیت بدتر و غیر قابل تحمل تری پیدا میکند . متاسفانه هر روز ناچار از دیدن صحنه های اسف باری از وضعیت حجاب و پوشش زنان و دختران در ملا عام و بدون هیچ ممانعتی از طرف نهادهای ذیربط هستم.
به حکم وظیفه شرعی، به برخی که پوشش خیلی نامناسبی! دارند تذکر میدهم. و تا بحال هم سعی کرده ام که مودبانه و محترمانه نهی از منکر کنم.
حدود ساعت ۵ بعد ازظهر روز یک شنبه، طبق معمول روزهای گذشته از محل کار به منزل بر می گشتم. هنوز چند قدمی از میدان دور نشده بودم. سر کوچه ی منتهی به منزل، دختر فوق العاده بدحجابی از روبرو می آمد، حجاب بسیار نامناسب و آرایش غلیظ دختر صحنه ی بسیار بدی ایجاد کرده بود. به نزدیکم که رسید گفتم: "خانم لطفا حجابتونو رعایت کنید." هنوز به آخر جمله نرسیده بودم که زن برگشت و در کمال ناباوری گلویم را گرفت و چند بار به صورتم چنگ زد.
و همینطور که به سر و صورتم میزد و گلویم را فشار میداد شروع به فحاشی کرد که تو به چه حقی به من گفتی حجابتو...، آدمت میکنم، درستت میکنم که دیگه "جرات نکنی" به کسی بگی حجابشو رعایت کنه!
سعی کردم خودم را از دستش بیرون بکشم. رها که شدم گفتم چرا اینطوری میکنی؟ من ازت خواستم حجابتو درست کنی. دوباره چند تایی فحش حواله ام کرد و ادامه داد: به شماها هیچ مربوط نیست که .... تو خیلی ... که گفتی و دوباره به سمتم هجوم آورد.
باز خودمو از دستش بیرون کشیدم و گفتم خب حالا که اینطوره پس بیا بریم اون سمت خیابون شما از من شکایت کن و من هم بخاطر اینکه منو کتک زدی از تو شکایت .... در حین گفتن این صحبت باز به سمتم پرید و اینبار از پشت سر چادر و روسری من رو گرفت و کشید و سعی داشت چادرو از سرم برداره... همینطور که چادرم دستش بود و میکشید، فریاد میزد: تویی که باید حجابتو برداری... خودم چادر از سرت بر میدارم...خودم روسریتو برمیدارم.. شماها باید از اینجا برید....شماها همه چیزو خراب کردید...شما چند نفر بیشتر نیستید..."ما" نمیذاریم "شماها" اینجا زندگی کنید.خودم چادر از سرت میکشم...
همه توانمو گذاشتم که چادر از سرم برداشته نشه و بحمدلله موفق به کشف حجاب کامل نشد وبا فریادهایم بالاخره آقایی اومد و منو از دستش نجات داد. در این فاصله حدود بیست سی نفری هم جمع شده بودن و تماشا میکردند یا چیزی میگفتن اما خبری از نیروی انتظامی که محل استقرارش دقیقا آن سمت خیابان بود نشد که نشد.
با اصرار مردانی که اونجا بودن به سمت خانه برگشتم در حالی که اون زن همچنان فریاد میزد: اگه یک بار دیگه ببینمت میکشمت...مگه بار دیگه نبینمت، اگه ببینمت زنده نمیذارمت ....
بعد از برگشتن به خانه، همراه اعضای خانواده دوباره برگشتم و به همان کلانتری مراجعه کردم که گویا با شرایط موجود، کمکی از آنها نیز ساخته نبود و باید کم کم باور کنیم که جای منکر و معروف عوض شده و حکمی به نام امر به معروف و نهی از منکر را باید فراموش شده بدانیم. باید کم کم باور کنیم که اگر بخواهی محجبه باشی و حکم خدا را رعایت کنی، باید قید امنیت و حداقل حقوق شهروندی ات را بزنی، نه قانون و نه مجری از تو حمایت نخواهد کرد. در همین تهران خودمان، پایتخت ایران اسلامی، شهر اخلاق ..."

آقای لاریجانی گفتند: برای ریشه‌کن کردن فساد و جرم باید قلوب جوانها را جذب کنیم. 
براستی، ایشان برای جذب قلوب امثال این زن بیشرم گستاخ، چه طرحی دارند؟

/ 0 نظر / 8 بازدید